کنسرت استاد شهرام ناظری و گروه دستان به نام سفر به دیگر سو

کنسرت استاد شهرام ناظری و گروه دستان به نام سفر به دیگر سو

در این کنسرت بسیار زیبا که در شهر اهواز برگزار گردیده علاوه بر صدای بی نظیر استاد شهرام ناظری اساتید به نام و چیره دستی همچون مسعود شعاری، حمید متبسم، حسین بهروزی نیا، اردشیر کامکار، پژمان حدادی و همچنین حافظ ناظری به نوازندگی می پردازند. این اجرا حدود ۴۶ دقیقه بوده و در آن قطعاتی همچون در عاشقی پیچیده ام، آب حیات عشق، آواز اه چه بی‌رنگ و بی‌نشان که منم، تکنوازی، گروه نوازی با آواز و… خوانده و نواخته می شود.

حجم: ۱۵۵٫۷۳ مگابایت
مدت زمان: ۴۶:۳۱ دقیقه
فرمت: فایل تصویری (mp4)
سرور: کمکی (مدیافایر)
برای دانلود از سرور مدیافایر کلیک کنید

دانلود سریع و آسان از کانال تلگرام
لینک پست در تلگرام: https://t.me/sonnatihachannel/276

متن تصنیف این بار من یکبارگی در عاشقی پیچیده‌ام (شعر از دیوان شمس مولوی) :

این بار من یکبارگی در عاشقی پیچیده‌ام
این بار من یکبارگی از عافیت ببریده‌ام
دل را ز جان برکنده‌ام وز چیز دیگر زنده‌ام
عقل و دل و اندیشه را از بیخ و بن سوزیده‌ام
این بار عقل من ز من یکبارگی بیزار شد
خواهد که ترساند مرا پنداشت من نادیده‌ام
ای مردمان ای مردمان از ما نیاید مردمی
دیوانه نندیشد از این کاندر دل اندیشیده‌ام…
از زخم او زاری مکن دعوی بیماری مکن
صد جان شیرین داده‌ام تا این بلا بخریده‌ام

متن آواز اه چه بی رنگ و بی نشان که منم (شعر از دیوان شمس مولوی) :

وه چه بی‌رنگ و بی‌نشان که منم
کی ببینی مرا چنان که منم
کی شود این روان من ساکن
این چنین ساکن روان که منم
گفتی اسرار در میان آور
کو میان اندر این میان که منم
بحر من غرقه گشت هم در خویش
بوالعجب بحر بی‌کران که منم
این جهان و آن جهان مرا مطلب
کاین دو گم شد در آن جهان که منم
گفتم ای جان تو عین مایی گفت
عین چه بود در این عیان که منم
گفتم آنی بگفت‌های خموش
در زبان نامده‌ست آنچنان که منم
گفتم اندر زبان چو درنامد
اینت گویای بی‌زبان که منم
شمس تبریز را چو دیدم من
نادره بحر و گنج و کان که منم

متن آواز قطعه ضربی (شعر از دیوان شمس مولوی) :

تلخی نکند شیرین ذقنم
خالی نکند از می دهنم
عریان کندم هر صبحدمی
گوید که بیا من جامه کنم
از ساغر او گیج است سرم
وز دیدن او جان است تنم
تنگ است بر او هر هفت فلک
چون می رود او در پیرهنم
می شدم در فنا چو مه بی‌پا
اینت بی‌پای پادوان که منم
بانگ آمد چه می دوی بنگر
در چنین ظاهر نهان که منم

متن تصنیف آب حیات (شعر از دیوان شمس مولوی) :

آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن ، روانه کن ، روانه کن
آینه صبوح را ترجمه شبانه کن ، شبانه کن ، شبانه کن
ای پدر نشاط نو در رگ جان ما برو ، در رگ جان ما برو
جام فلک نما شو وز دو جهان روانه شو روانه شو
ای خردم شکار تو ، تیر زدن شعار تو
شست دلم بدست کن جان مرا نشانه کن نشانه کن

تصاویر بیشتر :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *