کنسرت محمد معتمدی و گروه دوستی در شبکه Rai ایتالیا

کنسرت محمد معتمدی و گروه دوستی در شبکه Rai ایتالیا

امروز برای شما عزیزان فایل تصویری و همچنین صوتی اجرایی زنده از جناب محمد معتمدی را آماده کرده ایم که در تاریخ ۲۴ دی ماه ۱۳۹۵ به روی صحنه رفته و از شبکه رادیو تلویزیون ملی ایتالیا نیز پخش گردیده است. در این اجرا جناب معتمدی به بداهه خوانی در دستگاه اصفهان و دشتی پرداخته و عالی جنابان پویا خوش روش با ساز کمانچه، نیما خوش روش با سه تار و رضا سامانی نیز با ساز تنبک ایشان را همراهی می کنند. هم اکنون می توانید این کنسرت بسیار زیبا را با بهترین کیفیت از وبسایت یا کانال تلگرام سنتی ها دریافت کرده و حدود ۴۵ دقیقه ای از موسیقی دلنشین سنتی ایران نهایت لذت را ببرید.

حجم: ۱۲۵٫۴۷ مگابایت | ۶۱٫۸۸ مگابایت
مدت زمان: ۴۴:۵۸ دقیقه
فرمت: فایل تصویری (mp4) | فایل صوتی (mp3)
سرور: کمکی – مدیافایر
برای دانلود فایل تصویری کلیک کنید
برای دانلود فایل صوتی کلیک کنید

دانلود سریع و آسان از کانال تلگرام
لینک پست در تلگرام: https://t.me/sonnatihachannel/294

کنسرت محمد معتمدی و گروه دوستی در ایتالیا

متن اشعار خوانده شده در این اجرا :

بالابلند عشوه گر نقش باز من
کوتاه کرد قصه زهد دراز من

دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علم
با من چه کرد دیده معشوقه باز من

می‌ترسم از خرابی ایمان که می‌برد
محراب ابروی تو حضور نماز من

مست است یار و یاد حریفان نمی‌کند
ذکرش به خیر ساقی مسکین نواز من

نقشی بر آب می‌زنم از گریه حالیا
تا کی شود قرین حقیقت مجاز من

زاهد چو از نماز تو کاری نمی‌رود
هم (گریه‌ی شبانه) مستی شبانه و راز و نیاز من

حافظ ز گریه سوخت بگو حالش ای صبا
با شاه دوست پرور دشمن گداز من

حضرت حافظ

به اصفهان رو که تا بنگری بهشت ثانی
به زنده رودش سلامی ز چشم ما رسانی

ببر از وفا کنار جلفا
به گل چهرگان سلام ما را

شهر پر شکوه قصر چلستون کن گذر به چارباغش
گر شد از کفت یار بی وفا کن کنار پل سراغش

بنشین در کریاس یاد شاه عباس بستان از دلبر می
بستان پی در پی می از دست وی تا کی تا بتوانی

جز شادی ، در دهر کدام است
غیر از می ، هر چیز حرام است

ساعتی در جهان خرم بودن ، بی غم بودن ، با هم بودن
با بتی دلستان همدم بودن ، محرم بودن ، با هم بودن

ای مه اصفهان، زان شراب جلفا ساغری در ده ما را
ما غریبیم ای مه بر غریبان رحمی کن خدا را

ملک الشعرای بهار

مرا نه سر نه سامان آفریدند
پریشانم پریشان آفریدند
پریشان خاطران رفتند در خاک
مرا از خاک ایشان آفریدند

تن محنت کشی دیرم خدایا
دل با غم خوشی دیرم خدایا
زشوق مسکن و داد غریبی
به سینه آتشی دیرم خدایا

سه درد آمد به جونم هر سه یکبار
غریبی واسیری و غم ِ یار
غریبی و اسیری چاره داره
غم ِ یار و غم ِ یار و غم ِ یار

خدایا داد از این دل، داد از این دل
که یک درمون نگشت و شاد از این دل
چو فردا نامه خوانان نامه خوانند
بگویم صد هزارون داد از این دل

دوبیتی های حضرت باباطاهر

موسم گل دوره حسن
یک دوروز است در زمانه

ای به دل آرامی به عالم فسانه
ای که ز تو مانده نکویی نشانه

خاطر عاشقان را میازار
خوش نباشد ز معشوقه آزار

گر بسوزد شمع و پروانه را با زبانه
چون شود روز شمع و شب را نبینی نشانه

می‌کنی صید، مرغ بسته
می‌زنی سنگ، بر شکسته

می‌کشی با تیغ ستم یار خسته
خسته‌دلان یکسره در خون نشسته

حسن وحید دستگردی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *