دانلود کنسرت مجید درخشانی، محمد معتمدی و گروه بامداد

دانلود کنسرت مجید درخشانی، محمد معتمدی و گروه بامداد

این کنسرت در اول اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۳ در آرامگاه سعدی و به مناسبت روز بزرگداشت این حضرت با خوانندگی محمد معتمدی و همراهی هنرمندان بنام دیگری همچون مجید درخشانی، امین دشتی، علی زاهدی فر و … به اجرا درآمد. در این کنسرت قطعات استاد درخشانی نظیر قطعه رود در سه گاه، تصنیف دیده بی خواب در سه گاه، چهارمضراب نغمه در سه گاه، ساز و آواز و غیره خوانده و نواخته شد. همچنین قطعات دیگری همچون قطعه ضربی هفت سین ساخته ی علی زاهدی فر و تصنیف جنون عشق اثر سهند شکرزاده نیز اجرا گردیده است. در ادامه شما نیز میتوانید این کنسرت زیبا و دیدنی را بصورت کامل و با کیفیت بسیار بالا از “سنتی ها” دریافت نمایید.

حجم: ۶۱۶٫۶۵ مگابایت | ۷۵٫۲۲ مگابایت
مدت زمان: ۵۴:۴۰ دقیقه
فرمت: فایل تصویری (mp4) | فایل صوتی (mp3)
کیفیت: عالی (۷۲۰p)
سرور: کمکی – مدیافایر
برای دانلود فایل تصویری کلیک کنید
برای دانلود فایل صوتی کلیک کنید

دانلود سریع و آسان از کانال تلگرام
لینک پست در تلگرام: https://t.me/sonnatihachannel/287

اسامی هنرمندان :

  • مجید درخشانی – تار
  • محمد معتمدی – آواز
  • علی زاهدی فر – سنتور
  • صمد عبدی – قانون
  • سهند شکرزاده – شورانگیز
  • داریوش دعاگو – سنتور باس
  • کمیل امین پور – تار باس
  • آرش برهان – تار
  • نیما احسنت – سه تار
  • کیوان ولدان – کمانچه
  • پیام شکرزاده – نی
  • رامین وطن نیا – بربت
  • امین دشتی – دف و بندیر
  • سروش نیرومند فر – تنبک

اسامی قطعات اجرا شده :

  • قطعه رود در سه گاه – ساخته ی مجید درخشانی
  • ساز و آواز
  • تصنیف دیده بی خواب در سه گاه – ساخته ی مجید درخشانی
  • چهارمضراب نغمه در سه گاه – ساخته ی مجید درخشانی
  • ساز و آواز
  • قطعه ضربی هفت سین در سه گاه – اثر علی زاهدی فر
  • ساز و آواز
  • تصنیف جنون عشق در مخالف سه گاه- اثر سهند شکرزاده

اشعار خوانده شده در این کنسرت :

مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
یا شب و روز به جز فکر توام کاری هست

به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس
که به هر حلقه موییت گرفتاری هست

عشق سعدی نه حدیثیست که در دل ماند
داستانیست که بر هر سر بازاری هست

حضرت سعدی

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
چه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی

نفس خروس بگرفت که نوبتی بخواند
همه بلبلان بمردند و نماند جز غرابی

برو ای گدای مسکین و دری دگر طلب کن
که هزار بار گفتی و نیامدت جوابی

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
چه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی

دل همچو سنگت ای دوست به آب چشم سعدی
عجب است اگر نگردد چو بگردد آسیابی

برو ای گدای مسکین و دری دگر طلب کن
که هزار بار گفتی و نیامدت جوابی

حضرت سعدی

کسی که روی تو دیده‌ست حال من داند
که هر که دل به تو پرداخت صبر نتواند

مگر تو روی بپوشی و گر نه ممکن نیست
که آدمی که تو بیند نظر بپوشاند

چه حاجت است به شمشیر قتل عاشق را
حدیث دوست بگویش که جان برافشاند

حضرت سعدی

پای سرو بوستانی در گلست
سرو ما را پای معنی در دلست

بذل جاه و مال و ترک نام و ننگ
در طریق عشق اول منزلست

نسبت عاشق به غفلت می‌کنند
وان که معشوقی ندارد غافلست

سعدیا نزدیک رای عاشقان
خلق مجنونند و مجنون عاقلست

حضرت سعدی

گفتم آهن دلی کنم چندی
ندهم دل به هیچ دلبندی

خاصه ما را که در ازل بوده‌ست
با تو آمیزشی و پیوندی

وان که را دیده در دهان تو رفت
هرگزش گوش نشنود پندی

سعدیا دور نیک نامی رفت
نوبت عاشقیست یک چندی

حضرت سعدی

ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می‌رود
وآن دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود

محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان گویی روانم می‌رود

با این همه بیداد او وین عهد بی‌بنیاد او
در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می‌رود

حضرت سعدی

هر لحظه در برم دل از اندیشه خون شود
تا منتهای کار من از عشق چون شود

دل برقرار نیست که گویم نصیحتی
از راه عقل و معرفتش رهنمون شود

یار آن حریف نیست که از در درآیدم
عشق آن حدیث نیست که از دل برون شود

دم درکش از ملامتم ای دوست زینهار
کاین درد عاشقی به ملامت فزون شود

فرهادوارم از لب شیرین گزیر نیست
ور کوه محنتم به مثل بیستون شود

چون دور عارض تو برانداخت رسم عقل
ترسم که عشق در سر سعدی جنون شود

حضرت سعدی

تصاویری از ویدیوی کنسرت :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *