اجرای خصوصی اساتید لطفی ، شیرین آبادی و فرهنگ فر

اجرای خصوصی اساتید لطفی ، شیرین آبادی و فرهنگ فر

این اجرای خصوصی مربوط به سال ۱۳۶۵ است که در آن اساتید محمدرضا لطفی، ناصر فرهنگ فر و نصرالله شیرین آبادی گرد هم آمده و به بداهه نوازی و ضربی خوانی می پردازند. در این اجرا همراه با نوای تار، تنبک و ویولن اشعاری از حضرت مولانا، سعدی، حافظ، باباطاهر و عطار خوانده می شود. اگر به دنبال حال خوب هستید و دوست دارید دقایقی را با حال بزم های قدیمی ایرانی سپری کنید به هیچ وجه این فایل های شنیدنی را از دست ندهید.

حجم: ۵۵٫۸۳ مگابایت
فرمت: فایل فشرده (zip)
سرور: کمکی – مدیافایر
برای دانلود کلیک کنید

دانلود سریع و آسان از کانال تلگرام
لینک پست در تلگرام: https://t.me/sonnatihachannel/160

متن اشعار خوانده شده :

آن که هلاک من همي خواهد و من سلامتش
هر چه کند ز شاهدي کس نکند ملامتش
ميوه نمي دهد به کس باغ تفرجست و بس
جز به نظر نمي رسد سيب درخت قامتش

غزلیات سعدی – شماره ۳۲۱

نه در مسجد گذارندم که رندی
نه در میخانه کین خمار خام است
میان مسجد و میخانه راهی است
غریبم، عاشقم آن ره کدام است

غزلیات عطار – شماره ۷۶

دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد
شب تنهاییم در قصد جان بود
خیالش لطف‌های بی‌کران کرد

غزلیات حافظ – شماره ۱۳۷

جان بی جمال جانان میل جهان ندارد
هر کس که این ندارد حقا که آن ندارد
با هیچ کس نشانی زان دلستان ندیدم
یا من خبر ندارم یا او نشان ندارد
هر شبنمی در این ره صد بحر آتشین است
دردا که این معما شرح و بیان ندارد
سرمنزل فراغت نتوان ز دست دادن
ای ساروان فروکش کاین ره کران ندارد
چنگ خمیده قامت می‌خواندت به عشرت
بشنو که پند پیران هیچت زیان ندارد
ای دل طریق رندی از محتسب بیاموز
مست است و در حق وی کس این گمان ندارد
احوال گنج قارون کایام داد بر باد
در گوش دل فروخوان تا زر نهان ندارد

غزلیات حافظ – شماره ۱۲۶

روشنی طلعت تو ماه ندارد
پیش تو گل رونق گیاه ندارد
گوشه ی ابروی توست منزل جانم
خوشتر از این گوشه پادشاه ندارد
تا چه کند با رخ تو دود دل من
آینه دانی که تاب آه ندارد

غزلیات حافظ – شماره ۱۲۷

یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد
آن جوان بخت که می‌زد رقم خیر و قبول
بنده پیر ندانم ز چه آزاد نکرد
کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک
رهنمونیم به پای علم داد نکرد
دل به امید صدایی که مگر در تو رسد
ناله‌ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد

غزلیات حافظ – شماره ۱۳۸
نسیمی کز بن آن کاکل آید
مرا خوشتر ز بوی سنبل آید
چو شو گیرم خیالش را در آغوش
سحر از بسترم بوی گل آید
دوبیتی باباطاهر – شماره ۲۱۳
پریشان کن سر زلف سیاهت، شانه‌اش با من
سیه زنجیر گیسو باز کن، دیوانه‌اش با من
که می‌گوید که می نتوان زدن بی جام و پیمانه
شراب از لعل گلگونت بده، پیمانه‌اش با من
محمد تقوی
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
ترک من خراب شب گرد مبتلا کن
ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن
گر اژدهاست بر ره عشق است چون زمرد
از برق این زمرد هی دفع اژدها کن
دیوان شمس مولوی – غزل ۲۰۳۹

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *