دانلود کنسرت داریوش طلایی, محسن کرامتی و مجید خلج در پاریس

دانلود کنسرت داریوش طلایی, محسن کرامتی و مجید خلج در پاریس

امروز برای شما کاربران گرامی سنتی ها ، یک فایل صوتی ارزشمند آماده کرده ایم که مربوط به کنسرت اساتید داریوش طلایی ، محسن کرامتی و مجید خلج در شهر پاریس می باشد. این کنسرت در سه بخش آواز ابوعطا، همایون و بیات اصفهان اجرا گردیده و در آن اشعاری از حضرت سعدی، حافظ، فرصت الدوله شیرازی، ملک الشعرای بهار،نورالله همایون علی اکبر شیدا توسط استاد محسن کرامتی خوانده می شود.

حجم: ۸۱٫۷ مگابایت
فرمت: فایل فشرده (zip)
سرور: کمکی – مدیافایر
برای دانلود کلیک کنید

دانلود سریع و آسان از کانال تلگرام
لینک پست در تلگرام: https://t.me/sonnatihachannel/71

اشعار اجرا شده در این کنسرت :

مگر نسیم سحر بوی زلف یار منست
که راحت دل رنجور بی‌قرار منست
به خواب درنرود چشم بخت من همه عمر
گرش به خواب ببینم که در کنار منست
اگر معاینه بینم که قصد جان دارد
به جان مضایقه با دوستان نه کار منست
حقیقت آن که نه درخورد اوست جان عزیز
ولیک درخور امکان و اقتدار منست
ستمگرا دل سعدی بسوخت در طلبت
دلت نسوخت که مسکین امیدوار منست

شعر حضرت سعدی – آواز ابوعطا

نسیم سحر بر چمن گذر کن
زمن بلبل خسته را خبرکن
بگو آشیان را ز دیده‌ ترکن
ز بیداد گل آه و ناله سرکن
شبی سحرکن -‌ شبی سحرکن
سکوت شب و نوای بلبل
شکرخنده زد به چهرهٔ گل
کنار بستان -‌به یاد مستان -‌بنوش می
یار من گلزار من تویی تو
دلدار من تویی تو
همه‌جا همراه من
تویی دلخواه من تویی تو
روزی آهم گیرد دامنت -‌سوزد با منت

شعر ملک الشعرای بهار – آواز ابوعطا

سحر بلبل حکایت با صبا کرد
که عشق روی گل با ما چه‌ها کرد
از آن رنگ رخم خون در دل افتاد
و از آن گلشن به خارم مبتلا کرد
من از بیگانگان دیگر ننالم
که با من هر چه کرد آن آشنا کرد

شعر حضرت حافظ – آواز ابوعطا

ره به در از کوی دوست نیست که بیرون برند
سلسله پای جمع زلف پریشان اوست
آب حیات منست خاک سر کوی دوست
گر دو جهان خرمیست ما و غم روی دوست
میل ندارم به باغ انس نگیرم به سرو
سروی اگر لایقست قد خرامان اوست
حیرت عشاق را عیب کند بی بصر
بهره ندارد ز عیش هر که نه حیران اوست
سلسله موی دوست حلقه‌ی دام بلاست
هرکه درین حلقه نیست فارغ از این ماجراست

شعر حضرت سعدی – آواز ابوعطا

دانی که دل غمزده را لعل تو خون کرد
خون کرد و فراق تو اش از دیده برون کرد
خلوتگه دل جای هوس بود از این پیش
عشقت به درون آمد و اغیار برون کرد
دیوانه مجویی به همه شهر که ما را
گیسوی چو زنجیر تو پابست جنون کرد
حیرت برم از آنکه به زلف تو زند دست
کاین مار سیه را به چه افسانه فسون کرد
ما روز ازل شیفته‌ی روی تو بودیم
آشفته سر زلف تو ما را نه کنون کرد

شعر فرصت الدوله شیرازی – دستگاه همایون

خم زلف تو دام کفر و دین است
ز کارستان او یک شمه این است
ز چشم شوخ تو جان کی توان برد
که دایم با کمان اندر کمین است

شعر حضرت حافظ – دستگاه همایون

جلوه ی گل بوی سنبل
ناله ی چنگ بانگ بلبل
کرده صحن چمن پر زغلغل
شبنم صبح بر چهره‏ی گل
مطرب آهنگ را تازه تر کن
وز دل خویشتن نغمه سر کن
زخم دل تار به زخمه میازار
ناله ی تار کمتر برون آر
بگو به ساقی ای نسیم سحری شد سپری عهد خزان
بیا به عاشقان بپیما قدحی خون دل دخت رزان
از غم عشق شد دلم خون
وز ره چشم رفت بیرون
ای عشق آخر کردی بی‏خبرم
با یک جلوه بردی دل زبرم
ز آتش عشقت این دل زارم گشته پریش
آتشی اما در دل عاشق مرهم ریش
تو آخر ای عشق چه‏ای رهزن دل بلای جان ها
از آتش پرشررت سوخته شد چه خانمانها
باعث آه و بیداد و ناله
از چکاوک بود عشقِ لاله
ساقی اگر برخیزد باده به جامم ریزد
شعله‏ی عشقش فروزد
مطرب اگر بنشیند حالت عاشق بیند
از غم عشقش بسوزد
برکشد از پرده ی بیداد بیرون
ناله ی روح بخش همایون

شعر نورالله همایون – دستگاه همایون

دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماست
پرده بردار ز رخسار که جان بر لب ماست
بت روی تو پرستیم و ملامت شنویم
بت پرستی اگر این است که این مذهب ماست

شعر فرصت الدوله شیرازی – بیات اصفهان

ای مه من ، ای بت چین ، ای صنم
لاله رخ و ، زهره جبین ، ای صنم
تا به تو دادم دل و دین ای صنم
بر همه‌کس گشته یقین ای صنم
من ز تو دوری نتوانم دیگر
جانم وز تو صبوری نتوانم دیگر
بیا حبیبم بیا طبیبم
هرکه تو را ، دیده زخود ، دل برید
رفته زخود ، تا که رخت ، را بدید
تیرغمت ، چون به دل ، من رسید
همچو بگفتم ، که همه‌کس شنید
من ز تو دوری نتوانم دیگر
جانم وز تو صبوری نتوانم دیگر
بیا حبیبم بیا طبیبم
ای نفس ، قدس تو ، احیای من
چون تویی امروز مسیحای من
حالت جمعی تو پریشان کنی
وای به حال دل شیدای من
من ز تو دوری نتوانم دیگر
جانم وز تو صبوری نتوانم دیگر
بیا حبیبم بیا طبیبم

شعر علی اکبر شیدا – بیات اصفهان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *